شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

438

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

مىكند به غايت الغايات . و حس را درين باب با نفس شركت نيست ، و نه نفس را از حس در اينها يارى و مددكارى . و چگونه نفس چنين نباشد كه جوهر او عالى است و خاصهء او روشن ، و اين چيزهاى حسى ازو دور و از شرف او فرود . بعد از آن گفت كه : نمىرسد به لطايف حكمت و دقايق آن خسيس بىعقل و غليظ طبع جلف ؛ و و اصل نمىشود به لطايف حكمت مگر كسى كه ذهن او صحيح باشد ، و فكرش وسيع باشد ، و به حدس دقيق ، و ذهنش روان ، و عادتش مستقيم ، [ 115 - ب ] و عقلش نورانى ، و بيانش خوش و محكم . گفت كه اين چنين شخصى كم‌ياب است بسيار ، چنان كه آگاه شده‌اى به اين حكمت نيز كم‌ياب است . 117 - نوشجانى 117 ، 1 - كه ميگويد : روزى در آمدم پيش او جمعى از اصحاب پيش او حاضر بودند ، مىگفت : به بحث و تحقيق واضح شده است به فكر كافى و به طبع صافى و تأملى رسا كه فاعل اول سبب همه چيز است كه ديده مىشود ، و به وجود مىآيد ، و معقول مىشود ، و محسوس مىگردد ، غرضى نيست او را در افعال خودش و كسبى نيست او را . 117 ، 2 - پس بعضى از حاضران گفتند كه اگر اين مطلب را ظاهر سازى به برهان روشن ، و يا به دليلى ؛ هرآينه در شبهه و شكوك بر ما مىبندى . او گفت : از براى آنكه غرض و كسب كه داخل مىشود در افعال ما و بطلان ما و درست شدن شكست‌هاى ما به اين علل و اغراض ، و تمام شدن نقصان [ ما ] به رسيدن به او ، و گشاده شدن جوارح ما به استعمال آنها ، اما بارى كه كمال او مكمل همه كاملان است ، و به كمال رسانندهء همه ناقصان است ، پس منزه است ازين اغراض و علل .